خطايى ، على اكبر
85
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
احتمال ترك و تأخير ندارند . و چون نزديك برآمدن خاقان شود به ديوان دو فانوس لعلى و صندلى و طشت و آفتابه - اين جمله زرين - از بيرون جماعتىاند كه مىآرند ، و آن جماعت وقتى كه خاقان از سراى بيرون خواهد كه رود تخت خاقان چين را ايشان بردارند . و چون آن جماعت كه بيايند به دربند سيوم باشند و آن فانوسهاى لعلى [ در ] درون سراى در رود و به دربند چهارم و در بالاى [ او ] كوسى بزرگ است مقدار پنجاه كس به دور او ايستاده در نوازش آرند و بسيارى بنوازند ، و چون از نواختن كوس ساكن شوند ، و هم در پهلوى آن كوس دراى آويختهاند بر مثال گنبدى « 1 » معلق در هوا از سقف طاق درآويخته [ اند ] ، بعد از نواختن كوس آن دراى را نوازند . و طريق نواختن آن دراى چنان است كه چهارصد خادم از براى نواختن موكل آن درآيند و چوبى « 2 » بر مثال تير كشتى بس بلند « 3 » [ كه ] در مقابلهء دراى به يك پهلو [ ى ] از سقف « 4 » درآويخته به زنجيرها و آن چوب را به آن عظمت عقب عقب ببرند مقدار چهل گام و رها كنند و سر آن چوب بيايد و به آن دراى بخورد ، چنان به ضرب صدائى ازو به درآيد كه تمام شهر خانبالغ آن آواز را بشنوند [ و ] آن دراى را با آن صفت درنواختن [ آر ] ند . و خاقان درآمدن بر تخت نشستن و در آن حين كه شصت و نه [ دراى ] نواخته باشند خاقان به تخت بنشيند ، و چون بر آن تخت زرين اژدها پيكر قرار گيرد يك ضرب ديگر نوازند . جملهء آن نواختن دراى هفتاد بود . و در اثناى نواختن دراى خاقان و كسانى كه با اويند به سرعت هرچه تمامتر بهسوى تخت و ديوان شتابند و خاقان را هيچ زهرهء تأخير و توقف نباشد ، زيرا كه از قانون تجاوز كردن رسم نيست . و در آن حين كه خاقان چين بر تخت زرين اژدها پيكر قرار گيرد و آن درها و دربندها را [ كه مخصوص خاقان چين است ] به يك بار وا « 5 » كنند و در مقابل تخت خاقان چين آن درو دربندهاى پولاد با صداهاى « 6 » با هيبت عجيب و به آوازهاى
--> ( 1 ) - س 609 : گمبدى ، س 610 : گمبندى ( 2 ) - سها : چوب ( 3 ) - سها : بزرگ ( 4 ) - سها : « از سقف » ندارد ( 5 ) - سها : باز ( 6 ) - سها : سداهاى .